و پنجشنبه میآید که یادمان بیاورد

و پنجشنبه میآید که یادمان بیاورد

کسی بود که فکرش را نمی کردیم

یک روز نباشد…

روحشون شاد و‌ قرین رحمت الهی

‌ ‌
ندانم کجا می کشانی مرا
سوی آسمان ، یا به خاموش خاک
ن ی م در هراس از تو ای ناگزیر
ندانم کجا می کشانی مرا
ندانم کجا ، لیک دانم یقین
کزین تنگنا می رهانی مرا

ندانم کجا می کشانی مرا
ندانم کجا می کشانی مرا

سوی آسمان ، یا به خاموش خاک
و یا جانب نیروانا و نور
کجا می کشانی ، نهانی مرا

ز سنگینی کوله بار وجود
سبک داری ام دوش و آسوده سار
بری سوی بی سوی خویشم نهان
چه بزمی ست این میهمانی مرا

نقابیت بر روی و همراه من
همی آیی و با تو تنها ن یم
ولی کاش می شد بدانم کجا
نقابت ز رخساره یکسو شود
در آن لحظه ی ناگهانی مرا

ندانم کجا می کشانی مرا
ندانم کجا می کشانی مرا

شفیعی کدکنی

(بازدید ۱ بار, بازدیدهای امروز ۱ )

شما ممکن است علاقه مند باشید به

دیدگاه خود را وارد نماید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *